تبلیغات
تماس با ما
کد تماس با ما
ظهور منجی بشریت - اسلام
ظهور منجی بشریت
چه انتظار عجیبی ! نشسته ایم و گفته ایم خدا کنه که بیایی ...
نوشته شده در تاریخ 2 اسفند 90 توسط علیرضا شیدا | نظرات ()
جریان ولادت امام مهدی (ع)

نام مركز پاسخ دهنده: تبیان                                  

 موضوع اصلی: اسلام                                  

 موضوع فرعی: جریان ولادت امام مهدی (ع)              

سوال:

نحوة ولادت حضرت مهدی (عج) در روایات اسلامی چگونه است؟

جواب:

گزارش و تفصیلات ولادت سراسر بركت امام ، در كتب معتبر و اخبار، مشروحاً بیان شده است؛ از جملة این اخبار روایتی است كه در ینابیع الموده، ص449 و 451 فاضل قندوزی كه از علمای اهل سنّت است و شیخ طوسی در كتاب غیبت و شیوخ دیگر روایت كردهاند و صدوق در كتاب كمال الدین به سند صحیح و معتبر ازجناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر (ع) از حضرت حكیمه خاتون دختر والامقام  امام محمد تقی(ع) كه از بانوان با عظمت و شخصیّت و فضیلت خاندان رسالت است، حدیث كرده است.حكیمه فرمود: امام حسن عسكری(ع) فرستاد(فردی را) نزد من كه عمه! امشب در نزد ما افطار كن كه شب نیمة شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است. من عرض كردم : مادرش كیست؟

فرمود: نرجسگفتم: فدایت شوم به خدا سوگند در او اثری نیست. فرمود: همین است كه برای تو میگویم.حكیمه گفت: پس آمدم چون سلام كردم و نشستم نرجس خواست پای افزارم را بیرون آورد، گفت: ای سیدة من و سیدة خاندان من، چگونه شب كردی؟گفتم: بلكه تو سیده من و سیده خاندان منی.گفت: ای عمه این چه سخن است؟!گفتم: ای دخترم، خدا امشب به تو پسری كرامت فرماید كه در دنیا و آخرت آقا است؛ پس او خجلت كشید و حیا كرد، وقتی از نماز عشا  فارغ شدم افطار كردم  و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخاستم برای نماز شب، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود، من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید.

حكیمه فرمود: برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اوّل ظاهر شده بود، هنوز نرجس در خواب بود، در شك افتادم، امام فریاد زد، عمه شتاب مكن كه مطلب نزدیك گردیده. گفت: نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم كه ناگاه نرجس هراسناك بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم:«بسم الله علیك» آیا چیزی احساس میكنی؟

گفت: بله ای عمه.

گفتم: آسوده خاطر باش همان است كه به تو گفتم. حكیمه گفت: پس مرا سستی و از خود بی خودی فرا گرفت و او نیز چنین شد، وقتی به حس آقایم بیدار شدم، جامه را از روی نرجس به یك سوز دم و آقای خود را دیدم كه در حال سجده است و مواضع  سجودش را بر زمین گذارده، او را در بر گرفتم دیدم نظیف و پاكیزه است حضرت امام حسن عسكری به من صیحه زد: ای عمه پسرم را به نزد من بیاور.

او را نزد امام بردم، امام دستهایش را زیر دو ران و پشت او گذارد و پاهایش را در سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست بر چشمها و گوش و مفاصلش كشید.پس فرمود: سخن بگو ای پسرم.

فرمود:«اَشْهَدُ أَنَّ لا اِلهَ اِلَّاالله وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله»

سپس بر امیر المؤمنین و بر امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سكوت فرمود.امام فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او سلام كند و به نزد من آور؛ پس او را نزد مادرش بردم، به مادرش سلام كرد، سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم. فرمود: ای عمه روز هفتم كه شد نزد ما بیا. حكیمه فرمود: بامدادان رفتم كه به امام سلام عرض كنم، پرده را بالا زدم تا از آقای خود تفقد كنم او را ندیدم گفتم: فدایت شوم چه شد آقای من؟  فرمود: ای عمه او را به آن كس سپردم كه مادر موسی او را به او سپرد.

حكیمه گفت: روز هفتم كه شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام كردم و نشستم. امام فرمود: پسرم را به نزد من بیاور، پس من آقایم را در حالیكه در پارچهای بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار كرد، پس زبان در دهانش گذارد مثل آنكه شیر و عسل به او میدهد سپس فرمود: سخن بگو:

گفت: اشهد ان لا اله الاالله و صلوات بر محمد و امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ فرستاد و این آیه را تلاوت كرد:

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةَ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ»

موسی بن محمد بن قاسم، راوی حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حكیمه راست فرموده است. (منتخب الاثر نگارنده، ص321 تا 341)

و در حدیث دیگر شیخ ثقه جلیل فضل بن شاذان كه پس از ولادت حضرت ولی عصر و پیش از وفات امام حسن عسكری(ع) (بین 255 تا 260) وفات كرده، در كتاب غیبت خود از حضرت امام حسن عسكری(ع) به واسطه محمد بن علی بن حمزة بن حسین بن عبیدالله بن عباس بن امیر المؤمنین(ع) روایت كرده است كه فرمود: متولد شد ولیّ خدا و حجت خدا بر بندگان خدا و جانشین من بعد از من، ختنه كرده شده، در شب نیمه شعبان سال 255 هنگام طلوع فجر و نخستین كسی كه  او را شست، رضوان خازن بهشت بود كه با جمعی از ملائكه مقربین او را به آب كوثر و سلسبیل غسل دادند. (منتخبالاثر ص 320)

و در احادیث دیگر روایت است كه وقتی امام عصر متولد شد، حضرت امام حسن عسكری(ع) دستور فرمود: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت بین فقرای بنی هاشم تقسیم كنند و سیصد گوسفند عقیقه نمایند.

 



درباره وبلاگ

صلواتی بر محمد و خاندنش بفرست تا ظهورش به نزدیکی گراید هرچند بنظر ناچیز میرسد ولی به نوبه خودش دریای ست .
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چی بیشتر دوست دارین در کل ؟






نویسندگان
صفحات جانبی
دانشنامه مهدویت
 
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان