تبلیغات
تماس با ما
کد تماس با ما
ظهور منجی بشریت - نقد خبر متواتر
ظهور منجی بشریت
چه انتظار عجیبی ! نشسته ایم و گفته ایم خدا کنه که بیایی ...
نوشته شده در تاریخ 27 بهمن 90 توسط علیرضا شیدا | نظرات ()
خبر متواتر
 

در واقع، احتمال توافق ناقلین بر كذب در چنین صورتى بسیار ضعیف است; به گونه‏اى كه اصلا مورد توجه و اعتناى عقلا قرار نمى‏گیرد و لذا خبر متواتر را موجب علم به مضمون خبر مى‏دانند. مرحوم شیخ بهایى خبر متواتر را چنین تعریف كرده است:

«فان بلغت‏سلاسله فى كل طبقه حدا یؤمن معه تواطؤهم على الكذب فمتواتر و یرسم بانه خبر جماعه یفید بنفسه القطع بصدقه.» [1]

نتیجه بیان فوق، این است كه توافق بر كذب در موارد عادى كه هیچ انگیزه‏اى براى دروغ گفتن وجود نداشته باشد، بعید است; ولى اگر انگیزه قابل توجهى براى دروغ گفتن در نزد ناقلین بتوان تصور كرد، دیگر احتمال توافق بر كذب از سوى آنها بعید نخواهد بود و در موضوع مورد بحث ما، مساله از همین قرار است; زیرا خلفاى ظالمى كه خلافت اسلامى را از مسیر صحیح خود منحرف كرده و حق ائمه معصومین(ع) را غصب نموده بودند، در توجیه مشروعیت‏خلافت‏خود بر بیعت مردم تاكید مى‏كردند و بیعت را به عنوان عاملى براى ایجاد مشروعیت معرفى مى‏نمودند. بنابراین، طبیعى است كه در چنین فضایى احتمال تعمد بر كذب از سوى ناقلین، یك احتمال ضعیف و غیر عقلائى نخواهد بود و بدین ترتیب، با راه یافتن چنین احتمالى، استناد به تواتر اجمالى دیگر مفید اطمینان نبوده و در نتیجه، حجیت و اعتبار شرعى نخواهد داشت. [2]

2- دومین اشكال، مربوط به دلالت روایات است. به این بیان كه احتمال داده مى‏شود امیرالمؤمنین(ع) در مقابل كسانى كه منصوب بودن آن حضرت را براى جانشینى رسول خدا(ص) و امامت‏بر امت اسلامى قبول نداشتند، به چیزى استناد فرموده كه مورد قبول آنان بوده است; یعنى همان مساله بیعت و انتخاب مردم، تا به این وسیله با استفاده از روش جدل، مخالفین را ساكت نماید و به آنان بگوید كه اگر شما بیعت را عامل مشروعیت‏خلافت مى‏دانید، باید به خلافت من نیز گردن نهید; چرا كه مردم با من بیعت كردند; همان طور كه با خلفاى پیش از من بیعت كردند. بدین ترتیب، حضرت على(ع) با استناد به یكى از مقبولات خصم در صدد اسكات (ساكت كردن) او برآمده است.

بر این اساس، با وجود احتمال جدلى بودن سخنان على(ع) در مقابله با كسانى كه مخالف حضرتش بودند، دیگر نمى‏توان به هیچ یك از روایات مزبور براى اثبات مشروعیت‏بیعت و انتخاب امت‏به عنوان یك راه عقلایى براى انعقاد امامت و ولایت استناد نمود; زیرا هدف در جدل، اسكات خصم است و براى رسیدن به آن، از قضایایى استفاده مى‏شود كه مورد قبول خصم باشد; حتى اگر در نزد شخص جدل كننده مقبول و صحیح نباشد.

به عبارت دیگر، احتمال جدلى بودن در تمامى استدلالهاى امیرالمؤمنین(ع) در مقابل مخالفین خود وجود دارد [3]و این احتمال، موجب مى‏شود كه استناد به سخنان آن حضرت در موارد فوق براى اثبات مشروعیت انتخاب امت، اعم از مدعا باشد; زیرا این استناد فقط در صورتى تمام است كه بتوان اثبات نمود قضایایى كه آن حضرت در استدلالهاى خود به كار برده، مورد قبول خودشان نیز بوده است; در حالى كه الزاما چنین نیست و امكان اثبات این مطلب وجود ندارد; چرا كه جدل همواره از قضایاى مورد قبول مجادل تشكیل نمى‏شود; بلكه چون هدف از آن اسكات خصم است، ممكن است قضایایى در آن به كار رود كه مورد تصدیق و قبول مجادل نباشد; ولى چون مقبول خصم بوده و مى‏تواند او را اسكات نماید، مجادل از آنها در استدلال خود بهره جسته باشد.

طراح نظریه انتخاب با وجود پذیرش جدلى بودن استدلالهاى امیرالمؤمنین(ع) در روایات مورد بحث، سعى نموده از اشكال فوق پاسخ دهد و لذا چنین گفته است:

«لایقال: هذا منه(ع) جدل فى قبال المنكرین لنصبه(ع) ، فانه یقال: نعم و لكنه لیس جدلا بامر باطل خلاف الواقع بل النص كما عرفت مقدم على الانتخاب و حیث انهم لم‏یسلموا نصبه(ع) ذكرالانتخاب المتاخر عنه رتبه.» [4]

«اشكال نشود كه این سخنان از امیرالمؤمنین(ع) جدلى است در مقابل‏كسانى كه منكر نصب آن حضرت براى امامت و لافت‏بودند; زیرا در پاسخ گفته مى‏شود; بلى جدل است; لكن جدل به یك امر باطل خلاف واقع نیست; بلكه نص، مقدم بر انتخاب است و چون مخالفین، نصب آن حضرت را به امامت و خلافت نپذیرفته بودند، لذا على (ع) به انتخاب كه در رتبه متاخر از نصب است، استدلال نموده‏اند.

بدین ترتیب، جدلى بودن استدلال امیرالمؤمنین(ع) از دیدگاه نظریه انتخاب، به این معنا نیست كه آن حضرت براى بیعت و انتخاب مردم هیچ گونه اثرى قائل نبوده و فقط براى اسكات خصم به آن استناد كرده است; بلكه به معناى پذیرش جدلى این قسمت از مدعاى خصم است كه بعضى از جانب خداوند در امر خلافت وجود ندارد. در نتیجه، على(ع) با پذیرش مدعاى خصم در این زمینه از باب جدل، به سراغ دومین عامل انعقاد امامت و ولایت رفته و براى الزام مخالفین خود به پذیرش حكومت‏حضرتش، به انتخاب و بیعت مردم با خود استدلال فرموده است:

«و ما یقال من ان تمسك امیرالمؤمنین(ع) لاثبات خلافته فى مكاتباته و مناشراته ببیعه‏المهاجرین والانصار وقع منه جدلا فلا یراد منه انه علیه‏السلام لم یكن یرى للبیعه اثرا و انهاكانت عنده كالعدم، بل الجدل منه(ع) كان فى تسلیم ما كان یزعمه الخصم من عدم النصب من قبل الله تعالى و قد مر منا ان الانتخاب من قبل الامه انما یعتبر فى طول النصب من الله.»[5]

به نظر مى‏رسد كه ایراد سخن فوق (یعنى تاكید بر این مطلب كه جدل على(ع) ، به یك امر حق بوده است نه باطل) واضح است; زیرا چنان كه از توضیحات گذشته معلوم شد، لازم نیست كه جدل همواره براساس استناد به امر حقى استوار باشد; بلكه ممكن است مجادل به امر باطلى استناد نماید; چرا كه هدف از جدل، ساكت نمودن حریف است و این هدف را از طریق استناد به امورى كه مورد قبول طرف مقابل باشد، مى‏توان تامین نمود; چه مورد قبول خود مجادل نیز باشد و چه نباشد; چنانكه منطقیون به این مطلب تصریح كرده و نوشته‏اند:

«فالقیاس الجدلى مؤلف مما اشتهر اى من القضایا المشهورات او ما اى مما تسلمت له ممن شجر اى نازع معك سواء كان حقا عندك او باطلا.» [6]

قیاس جدلى یا از قضایاى مشهور تشكیل شده و یا از قضایایى كه مورد قبول طرف مقابل مى‏باشد; اعم از این كه در نزد مجادل نیز حق باشد یا باطل.

«اما الجدل فانما یعتمد على المقدمات المسلمه من جهه ما هى مسلمه و لا یشترط فیها ان تكون حقا» [7]

جدل، مبتنى بر مقدمات مسلم است; از این حیث كه مسلم مى‏باشند و لازم نیست كه مقدمات مزبور حق باشند.

در قرآن مجید نیز وقتى خداوند متعال داستان احتجاج ابراهیم خلیل(ع) را با ستاره پرستان و مشركان زمان خود نقل مى‏كند، از قول آن جناب(ع) مى‏فرماید كه با دیدن ستاره و ماه و خورشید گفت: هذا ربى و چون هریك از آنها غروب كردند، از آنها روى گردانده، نسبت‏به شرك بیزارى جسته و گفت: انى وجهت وجهى للذى فطرالسموات والارض حنیفا و ما انا من المشركین [8] من به كسى روى آوردم كه آسمانها و زمین را آفریده است; در حالى كه در ایمان خود حنیف و خالص هستم و از مشركان نمى‏باشم.

بدون شك، اینكه ابراهیم(ع) هر یك از ستاره و ماه و خورشید را پروردگار خود معرفى كرده، از روى عقیده و اعتقاد نبوده است; چرا كه آن حضرت در زمانى این سخنان را گفته است كه پیش از آن، ملكوت آسمانها و زمین به او نمایانده شده و در زمره موقنین (یقین آورندگان) قرار گرفته بود; چنانكه قرآن كریم به این مطلب تصریح كرده و مى‏فرماید: و كذلك نرى ابراهیم ملكوت السموات والارض و لیكون من الموقنین [9]و پس از آن، داستان احتجاج حضرت ابراهیم(ع) را بیان مى‏كند. حق این است كه این استدلال از باب جدل و با استناد به مقدماتى بود كه مورد قبول خصم قرارداشت. صاحب تفسیر گرانقدر المیزان در این مورد مى‏نویسد:

«اینكه حضرت ابراهیم(ع) در برابر ستاره و ماه و خورشید گفت: هذا ربى، در حقیقت از باب تسلیم و به زبان خصم حرف زدن است. وى در ظاهر خود را یكى از آنان شمرده و عقاید خرافى آنان را صحیح فرض نموده; آنگاه با بیانى مستدل، فساد آن را ثابت كرده است و این نحو احتجاج، بهترین راهى است كه مى‏تواند انصاف خصم را جلب كرده، و از طغیان عصبیت او جلوگیرى نموده و او را براى شنیدن حرف حق آماده سازد.» [10]

ملاحظه مى‏شود كه دلیلى بر لزوم استفاده از قضایاى مطابق با حق، در جدل وجود ندارد و در سخنان على(ع) نیز قرینه‏اى نیست كه اثبات كند، آن حضرت در احتجاج خود با مخالفین به قضایایى استناد كرده‏اند كه مورد قبول خودشان نیز بوده است. بدین ترتیب، استدلال نظریه انتخاب به این روایات مخدوش و ناتمام مى‏باشد; چرا كه در همه آنها، احتمال جدلى بودن وجود دارد و نظریه انتخاب نیز جدلى بودن آنها را به صراحت پذیرفته است. [11]

بیانى دیگر در استدلال به روایات بیعت

طراح نظریه انتخاب در پایان بحث از روایات بیعت، با بیانى دیگر در استدلال به آنها گفته است:

اگر بیعت موجب تحقق ولایت نبود و اثرى در تثبیت امامت نداشت، پس چرا رسول خدا(ص) براى خودش و امیرالمؤمنین(ع) از مردم مطالبه بیعت كرد و چرا امیرالمؤمنین(ع) در بعضى موارد بر بیعت اصرار مى‏نمود و چرا صاحب الامر (عج) بعد از آنكه با قدرت ظهور كند، با مردم بیعت‏خواهد كرد؟ اما اینكه گفته مى‏شود بیعت‏براى تاكید نصب است (و اثرى در تحقق ولایت ندارد) در واقع، به همان چیزى كه ما مى‏گوییم برمى‏گردد; زیرا اگر بیعت موجب تحقق یافتن امامت نباشد، باعث تاكید آن نیز نخواهد بود; چرا كه دو شى‏ء بیگانه و بى‏ارتباط با هم، هیچ گاه یكدیگر را تاكید نخواهند كرد و اصولا نام مؤكد بر سببى اطلاق مى‏شود كه بر سبب دیگر وارد شده باشد:

«و كیف كان فالبیعه مما تتحقق به الولایه اجمالا.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سیدحسن صدر عاملى، نهایه‏الدرایه فى شرح الوجیزه للشیخ البهائى، ص‏97.

[2] . ر. ك: آیه‏الله سید كاظم حائرى، ولایه‏الامر فى عصر الغیبه، ص 188.

به نظر مى‏رسد كه اشكال دیگرى نیز بر استدلال به تواتر اجمالى وارد باشد و آن، این است كه بر اساس تواتر اجمالى، اثبات مى‏شود كه حداقل یكى از روایات مورد بحث از معصوم(ع) صادر شده است; ولى معلوم نمى‏شود كه آن یكى دقیقا كدام روایت است. بنابراین، با استناد به تواتر اجمالى تنها مى‏توان به قدر مشترك روایات مزبور كه در همه آنها وجود دارد، استدلال نمود. با دقت در این روایات، ملاحظه مى‏شود كه همه آنها بر مشروعیت انتخاب رهبر توسط مردم دلالت نمى‏كنند; بلكه بعضى از آنها تنها بر لزوم مقبول بودن رهبر در نظر مردم دلالت مى‏نمایند. بدین معنا كه ولى فقیه علاوه بر عنصر مشروعیت‏باید از عنصر مقبولیت عمومى نیز برخوردار باشد. بدین ترتیب، از آنجا كه قدر متیقن و مشترك روایات فوق، همین معناى اخیر است; لذا استدلال به این روایات براى اثبات مشروعیت انتخاب رهبر توسط مردم كه مطلوب نظریه انتخاب است، صحیح نمى‏باشد.

[3] . علت راه یافتن احتمال جدل در استدلالهاى على(ع) ، این است كه آن حضرت به عقیده حقانى، شیعه امامیه، براساس نص خاص از سوى خداوند به مقام‏امامت و خلافت‏بعد از پیامبر(ص) منصوب شده است (ر.ك: نهج البلاغه، خطبه‏87) و در این مورد هیچ نیازى به عامل دیگرى همچون بیعت وانتخاب مردم ندارد; درحالى كه على (ع) در استدلالهاى خود اصلا به مساله نصب اشاره ننموده و فقط به انتخاب و بیعت مردم استناد فرموده است.

[4] . دراسات فى ولایه‏الفقیه، پیشین، ص 504.

[5] . همان، ص‏527.

[6] . شرح منظومه، ج 1، ص‏343; با تصحیح و تعلیق آیه‏الله حسن زاده آملى.

[7] . منطق مظفر، ج‏3، ص 334; نیز ر.ك: حاشیه ملا عبدالله، طبع دفتر انتشارات اسلامى، ص 380.

[8] . انعام،79.

[9] . انعام، 75.

[10] . تفسیر المیزان، ج‏7، ص‏177; نیز ر.ك: تفسیر كشاف، ج 2، ص 40.

[11] . دراسات فى ولایه‏الفقیه، پیشین، ص 504.



درباره وبلاگ

صلواتی بر محمد و خاندنش بفرست تا ظهورش به نزدیکی گراید هرچند بنظر ناچیز میرسد ولی به نوبه خودش دریای ست .
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چی بیشتر دوست دارین در کل ؟






نویسندگان
صفحات جانبی
دانشنامه مهدویت
 
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان