تبلیغات
تماس با ما
کد تماس با ما
ظهور منجی بشریت - تاثیر نظر مردم در قبول ولایت فقیه
ظهور منجی بشریت
چه انتظار عجیبی ! نشسته ایم و گفته ایم خدا کنه که بیایی ...
نوشته شده در تاریخ 26 بهمن 90 توسط علیرضا شیدا | نظرات ()
تاثیر نظر مردم در قبول ولایت فقیه 


از این كلام استفاده مى‏شود كه اگر چه طبق اعتقاد ما، خلافت‏براى امیرالمؤمنین(ع) با نصب ثابت‏بود و روایت نیز بر آن دلالت دارد; لكن نظر مردم نیز در قبول و پذیرش ولایت مؤثر بوده و این امر، امر آنان است و در طول نص و در رتبه متاخر از آن داراى اعتبار مى‏باشد. [1]

6 - در كتاب سلیم ابن قیس از امیرالمؤمنین(ع) روایت‏شده كه فرمود:

«والواجب فى حكم الله و حكم الاسلام على المسلمین بعد مایموت امامهم او یقتل... ان لایعملوا عملا و لایحدثوا حدثا و لایقدموا یدا و لا رجلا و لایبدؤواالشى‏ء قبل ان یختاروا لانفسهم اماما عفیفا عالما و رعا عارفا بالقضاء و السنه یجمع امرهم...» [2]

آنچه در حكم خدا و حكم اسلام پس از مرگ یا كشته شدن امام مسلمانان بر آنان واجب است... این است كه عملى انجام ندهند و دست‏به كارى نزنند و دست‏یا پا جلو نگذارند و كارى را شروع نكنند پیش از آنكه براى خویش امام و رهبر پاكدامن، آگاه، باتقوى، آشنا به قضاء و سنت كه كار آنان را سر و سامان دهد، انتخاب كنند.

از این حدیث استفاده مى‏شود كه انتخاب امام بر مردم مسلمان واجب بوده و این انتخاب، منشا اثر است; ولى در رتبه‏اى پس از اختیار خداوند. پس در شرایطى كه «امام منصوب‏» در جامعه نیست نظیر عصر غیبت، انتخاب مردم همان چیزى است كه امامت‏با آن منعقد مى‏شود. [3]

نظریه انتخاب علاوه بر روایات فوق، به اخبار دیگرى كه اختصاص به موضوع بیعت دارد نیز استناد كرده و آنها را از ادله‏اى دانسته كه بر لزوم انتخابى بودن رهبر در زمان غیبت دلالت مى‏كند. بسیارى از این اخبار كه دلالتى بهتر از دیگر روایات دارند، از على علیه السلام نقل شده‏اند كه اینك به نقل و بررسى آنها مى‏پردازیم:

7 - در ارشاد مفید آمده است كه مطابق روایت‏شعبى، هنگامى كه عبدالله ابن عمرابن خطاب و سعد ابن ابى وقاص و محمدابن مسلمه و حسان ابن ثابت و اسامه‏ابن زید از بیعت امیرالمؤمنین(ع) سرپیچى كردند، آن حضرت ضمن خطبه‏اى فرمود:

«ایهاالناس انكم بایعونى على ما بویع علیه من كان قبلى و انما الخیار للناس قبل ان یبایعوا فاذا بایعوا فلا خیار لهم و ان على الامام الاستقامه و على الرعیه التسلیم و هذه بیعه عامه من رغب عنها رغب عن دین الاسلام و اتبع غیر سبیل اهله و لم تكن بیعتكم ایاى فلته و لیس امرى و امركم واحدا و انى اریدكم لله و انتم تریدوننى لانفسكم.» [4]

اى مردم! شما بامن بر همان اساس بیعت كردید كه با دیگران پیش از من براساس آن بیعت كردند. مردم پیش از آنكه بیعت كنند، صاحب اختیارند; اما هنگامى كه بیعت كردند، دیگر اختیارى (در نافرمانى) براى آنان نیست. همانا وظیفه امام، استقامت است و وظیفه مردم، تسلیم نظر او بودن و این بیعت همگانى بود. كسى كه از آن روى بگرداند، از دین اسلام روى گردان شده و راه دیگرى به غیر از راه اسلام را پیموده است و بیعت‏شما با من یك امر ناگهانى و بدون فكر و آگاهى نبود و امر من با شما یكى نیست. من شما را براى خدا مى‏خواهم و شما مرا براى خودتان مى‏خواهید.

8 - در نهج البلاغه آمده است:

«فاقبلتم الى اقبال العوذ المطافیل على اولادها تقولون البیعه البیعه. قبضت‏یدى فبسطتموها و نازعتكم یدى فجذتبموها. اللهم انهما قطعانى و ظلمانى و نكثا بیعتى و البا الناس على.» [5]

شما به سوى من شتافتید، همانند شتافتن حیوانى كه تازه بچه به دنیا آورده به سوى فرزندش. مى‏گفتید بیعت‏بیعت. دستم را بستم، شما آن را گشودید; دستم را كشیدم، شما آن را به سمت‏خود كشیدید. بار خدایا این دو نفر (طلحه و زبیر) پیمان مرا قطع و به من ستم كرده و بیعتم را شكسته و مردم را علیه من شوراندند.

9- در خطبه 220 نهج البلاغه آمده است:

«و بسطتم یدى فكففتها و مددتموها فقبضتها ثم تداككتم على تداك الابل الیهم على حیاضها یوم ورودها حتى انقطعت النعل و سقط الرداء و وطى‏ء الضعیف و بلغ من سرور الناس ببیعتهم ایاى ان ابتهج‏بهاالصغیر و هدج الیها الكبیر و تحامل نحوها العلیل و حسرت الیها الكعاب.» [6]

شما دستم را گشودید، من آن را بستم، شما دستم را كشیدید، من جمع كردم; آنگاه شما به من هجوم آوردید; همانند هجوم شتران تشنه به آبشخور خویش به هنگام خوردن آب تا جایى كه كفش از پاى درآمد و عبا افتاد و افراد ناتوان زیردست و پا ماندند و شادمانى مردم از بیعت‏با من تا به آنجا رسید كه كودكان به وجد آمده و افراد مسن، خرامان براى بیعت‏به راه افتادند و افراد علیل و دردمند از جا حركت كردند و دختران نوجوان از شوق بدون روبند براى بیعت‏شتافتند.

10- على(ع) در نامه‏اى خطاب به طلحه و زبیر مى‏فرماید:

«اما بعد فقد علمتما - و ان كتمتما انى لم اردالناس حتى ارادونى و لم ابایعهم حتى بایعونى و انكما لمن ارادنى و بایعنى و ان العامه لم تبایعنى لسلطان غالب و لا لعرض حاضر فان كنتما بایعتمانى طائعین فارجعا و توبا الى الله من قریب و ان كنتما بایعتمانى كارهین فقد جعلتما لى علیكما السبیل باظهاركماالطاعه و اسراركما المعصیه.» [7]

اما بعد، شما به خوبى مى‏دانید - اگر چه پنهان مى‏كنید - كه من به دنبال مردم نیامدم تا آنان به سراغ من آمدند و با آنان بیعت نكردم تا آنان با من بیعت كردند و شما نیز از آنان هستید كه به سراغ من آمدند و با من بیعت كردند. توده مردم نیز به خاطر قدرت و زور و حادثه‏اى ناگهانى با من بیعت نكردند. پس اگر شما از روى اطاعت‏با من بیعت كردید، از پیمان شكنى خود بازگردید و تا دیر نشده در پیشگاه خداوند توبه كنید و اگر از روى كراهت و اجبار بیعت كردید، خود، راه را براى من علیه خویش گشودید; چرا كه ظاهرا اظهار فرمانبردارى كردید; اما نافرمانى خود را پوشاندید.

11- در نهج البلاغه ضمن نامه على(ع) به معاویه آمده است:

«انه بایعنى القوم الذین بایعوا ابابكر و عمر و عثمان على ما بایعوهم علیه فلم یكن للشاهد ان یختار و لا للغائب ان یرد...» [8]

همه آن كسانى كه با ابوبكر و عثمان بیعت كردند، بر اساس آنچه با آنان بیعت كردند با من نیز بیعت نمودند پس كسانى كه در روز بیعت‏حضور داشته‏اند، هرگز نمى‏توانند بیعت را نپذیرند و آنان كه غایب بوده‏اند، نمى‏توانند آن را رد كنند....

12 - على(ع) در نامه دیگرى خطاب به معاویه مى‏فرماید:

«لانها بیعه واحده لایثنى فیها النظر و لا یستانف فیها الخیار الخارج منها طاعن والمروى فیها مداهن.» [9]

بیعت‏یك بار بیش نیست، تجدید نظر در آن راه ندارد و در آن، اختیار فسخ نمى‏باشد. آن كس كه از این بیعت‏سربتابد، طعنه زن و عیب جو خوانده مى‏شود و آن كه در قبول و رد آن، اندیشه كند، بى اعتناء به اسلام است.»

نظریه انتخاب به دنبال روایات فوق، اشاره كرده است كه در خطبه‏هاى شماره 8 و34 و37 و73 و136 و172 و173 و218 و نامه‏هاى 1 و8 و75 نهج البلاغه نیز مى‏توان موارد مشابهى را یافت; ولى به این دلیل كه این موارد از نظر سند و دلالت‏با دیگر مواردى كه از نهج البلاغه ذكر شد، یكسان بود، به نقل تفصیلى آنها نپرداخته است.

در هر حال، دقت در روایات بالا (كه تفصیلا آورده شد) نشانگر جایگاه نظریه انتخاب از دید ائمه علیهم السلام و خصوصا على علیه السلام مى‏باشد و خطبه‏ها و نامه‏هاى مورد اشاره نیز مشتمل بر مطلب اضافه‏اى نیست; لذا به بررسى سند و دلالت روایات فوق بسنده مى‏كنیم.

نقد و بررسى

1- اولین اشكالى كه در بررسى روایات مورد استناد نظریه انتخاب به نظر مى‏رسد، ضعف سندى آنها است; زیرا تمامى این روایات یا اكثریت غالب آنها، از نظر سند ضعیف بوده و قابل استناد نمى‏باشند و همین براى رد استدلال به آنها، كافى است.

طراح نظریه انتخاب، خود به اشكال فوق توجه داشته; لذا در صدد جواب از آن برآمده و چنین گفته است:

«غرض ما، استدلال به یك یك این روایات متفرقه نیست تا در سند یا دلالت آنها مناقشه شود بلكه مقصود این است كه از خلال مجموع این اخبار كه به صدور برخى از آنها اجمالا اطمینان داریم، استفاده مى‏شود كه انتخاب امت نیز یك راه عقلایى براى انعقاد امامت و ولایت است و شارع مقدس نیز آن را امضا فرموده است. پس طریق، منحصر به نصب از مقام بالاتر نیست; اگر چه رتبه نصب بر انتخاب مقدم است و با وجود آن، مجالى براى انتخاب باقى نمى‏ماند.» [10]

بدین ترتیب، از دیدگاه نظریه انتخاب، نسبت‏به صدور برخى از این روایات اجمالا اطمینان وجود دارد; یعنى اگر چه سند آنها قابل مناقشه است; ولى از راههاى دیگر مى‏توان اطمینان پیدا كرد كه بعضى از این اخبار از معصومین علیهم السلام صادر شده است و همین براى صحت استدلال به آنها از نظر سندى، كافى است.

البته طراح نظریه انتخاب به صراحت نگفته است كه عوامل اطمینان آورى كه باعث وثوق به صدور روایات مزبور مى‏شوند، كدامند; ولى در پایان بحث از روایات مربوط به بیعت، تواتر اجمالى آنها را ادعا كرده است. [11]

به نظر مى‏رسد استناد به تواتر اجمالى در خصوص روایات مورد بحث، مخدوش است. توضیح اینكه:

استناد به تواتر، براین اساس استوار است كه توافق ناقلین یك خبر به طور عادى بر كذب، بعید باشد. به بیان دیگر، اگر تعداد ناقلین یك خبر به اندازه‏اى زیاد باشد كه به طور معمول هماهنگى و اتفاق آنان بر دروغ ممكن نباشد، خبر را متواتر مى‏نامند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . دراسات فى ولایه‏الفقیه، پیشین، ص 505.

[2] . كتاب سلیم ابن قیس، ص 182، به نقل از ماخذ پیشین.

[3] . دراسات فى ولایه‏الفقیه، پیشین، ص 508.

[4] . ارشاد مفید، ص‏116; به نقل از دراسات فى ولایه‏الفقیه، ج 1، ص 518.

[5] . نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه‏137، ص 420.

[6] . همان، خطبه 220، ص 722.

[7] . همان، نامه 54، ص 1035.

[8] . همان، نامه‏6، ص 840.

[9] . همان، نامه‏7، ص‏843.

[10]. دراسات فى ولایه‏الفقیه، پیشین، ص 511.

[11] . همان، ص 522.

  

درباره وبلاگ

صلواتی بر محمد و خاندنش بفرست تا ظهورش به نزدیکی گراید هرچند بنظر ناچیز میرسد ولی به نوبه خودش دریای ست .
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
چی بیشتر دوست دارین در کل ؟






نویسندگان
صفحات جانبی
دانشنامه مهدویت
 
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان